محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

3

اكسير اعظم ( فارسى )

فالج افتد . و اگر عام به مفاصل بود تعقد و تهبج و وجع مفاصل افتد . و اگر فقرات را زائل كند التوا و حدبه افتد و يا مختص به استخوان‌هاى مجوف بود پس رياح افرسه افتد . و اگر به سوى نصف اسفل نازل شود وجع ورك و خاصره افتد و يا يك پاى را عام باشد پس عرق النسا افتد و يا در ابهام خاصهء متحيز گردد پس نقرس افتد و يا ساق را مع ورم قرحه كند پس داء الفيل افتد و يا عروق ذات تلافيف حادث كند پس دوالى افتد . طريق تشخيص اسباب مذكوره : اول تقدم اسباب بادى مثل وقوع ضربه و سقط دريافت كنند اگر يافته شود و سببش همان باشد . و اگر به ملمس ورم محسوس گردد و وجع ناخس شديد و تب حاد و تشنگى و عظم نبض و زردى قاروره و ناريت آن باشد سببش ورم حار بود . و اگر ورم و ديگر اعراض او نباشد و گاهى درد زياده شود و در آخر كم گردد و بعد درد پشت حادث شود سببش رياح باشد . و اگر اين آثار يافته نشود روغن در آنجا بمالند پس اگر روغن بدير جذب شود و تقدم تدابير مرطب و وجود ديگر علامات رطوبت مثل سفيدى رنگ و سردى ملمس نيز بود سببش رطوبت باشد . و اگر روغن به سرعت نشف كند و دلائل يبوست بدن و مقاسات حميات حاده و استفراغات يافته شود و سببش يبوست باشد . علاج : اگر از ضربه و سقطه باشد فصد كنند و رد فقره از دست به موضع آن نمايند بعد آن به ادويهء قابضه مانند قسط و سنبل الطيب و مر و سليخه با سركه ضماد كنند . و اگر زوال فقره به سوى داخل يا به جهت راست يا چپ باشد آن را بمص محاجم خالى يا به وضع محجمهء نارى بيرون كشند و طلاى زفت و مقل به اندكى عاقرقرحا جهت جذب فقره سود دارد و بعد قرار گرفتن فقره به موضع خود ادويهء قابضه ضماد نمايند تا آن را بر آن شكل قائم دارد . و اگر به سبب ورم باشد فيصد باسليق كنند و بعد از نضج به منضج صفرا از مسهل آن تنقيه نمايند و در مسهل دوم يا سوم سناى مكى يك توله سورنجان پنج ماشه اضافه كنند و اضمدهء ملينه مثل لعاب حلبه و تخم كتان و گل بنفشه و تخم خطمى و پيه مرغ و پيه بط و مغز ساق گاو ضماد كنند و روغن گل نيم‌گرم كرده بمالند . و اگر به سبب رياح غليظ باشد بعد از نضج به منضج بلغم از مسهل آن كه در آن هليلجات ثلاثه هر يك شش ماشه سورنجان پنج ماشه بوزيدان سه ماشه نيز اضافه كرده باشند تنقيه كنند بعد از آن حب سورنجان بطريق حب ايارج خورانند و فقرات را به روغن قسط و روغن بيد انجير بمالند و بر موضع متقصع محاجم نارى نهند . و اگر به سبب رطوبت فالجى يا تشنجى افتد علاج فالج و تشنج از تنقيه و تعديل مزاج و كمادات و مروخات و اضمده و غيره نمايند . و ايضاً در رياح الافرسه ماء الاصول از پوست بيخ باديان و كاسنى هر يك هفت ماشه اصل السوس بيخ كرفس سداب تخم كرفس باديان هر يك پنج ماشه اذخر انيسون هر يك چهار ماشه انجير زرد چهار عدد مويز منقى دو توله و گلقند عسلى چهار توله بدهند و غذا يك وقت نخوداب مرغ تنها و ديگر وقت نان يا شورباى مرغ و بعد حصول نضج بهر تنقيهء بدن از كندر سكبينج صبر غاريقون مقل برابر حب ساخته دو درم تا سه درم بخورانند يا حب سورنجان كه در قول ابن الياس بيايد بدهند و بعد تنقيه روغن‌هايى كه در قول شيخ بيايد بمالند و ضمادى كه براى حدبهء ريحى در همان قول مسطور گردد اجزاى آن مساوى گرفته به اضافهء آب باديان و سداب و روغن بابونه به كار برند و از اذخر و سداب و قيصوم و نمام و مرزنگوش و اكليل و بابونه هر واحد يك توله مغز تخم بيد انجير سه توله جوش كرده در حمام نطول سازند بعده روغن بيد انجير بمالند . و بدانند كه رياح افرسه و حدبه در ابتدا علاج پذيرد و مزمن و آنچه از هرم يا تشنج يبسى باشد لاعلاج است . اقوال حذاق : [ سويدى ] سويدى مىنويسد كه خوردن سرطان نهرى در فرن بريان كرده و كذا خوردن كرنب مسلوق مطيب بسير و جوز و زيت براى رياخ افرسه مجرب من است و سنبل الطيب و كذا سنبل رومى نافع مرض مذكور است . [ شيخ ] شيخ مىفرمايد كه علاج حدبهء رطب و يابس علاج فالج و تشنج رطب و تشنج يابس‌ست در وجوب استفراغ و ترك آن و كيفيت ضمادات و نطولات و مانند آن و قانون ادويهء حدبه كه يابس نبود اين است كه قابض و مسخن و محلل باشد . و چون اقتصار بر قوابض كنند ممكن است كه روابط قوى گردد و ليكن چون ماده تحليل نشود جائزست كه بعضو ديگر منتقل گردد و اكثر آن به اسفل مثل پايها انتقال كند و در آن فالج حادث شود يا درد و ورم و مانند آن . و چون تنقيه سابق شده باشد در استعمال قوابض باك نيست و گاهى قبض و تسخين و تحليل در يك چيز مجتمع بود چنانچه در جوز السرو و برگ آن و برگ غار و قصب الزريره و ابهل و اشنه و راسن مجتمع است . و گاهى تركيب داده مىشود ادويهء قابضهء بارده مثل گل سُرخ و اقاقيا و گلنار را به ادويهء حارهء مسخنهء محلله مثل حب الغار و جندبيدستر و برگ دفلى و وج . و اما روغن‌هاى نافعه براى حدبهء رطب روغن اشياى حارهء قابضه است مثل روغن سرو و مثل روغن سداب و در اضمده ادويهء محللهء قوى التحليل مثل برگ خرزهره و وج و جندبيدستر و سداب اضافه كنند . و از روغن‌ها روغن سداب و روغن جندبيدستر و روغن عاقرقرحا و فرفيون متخذ بدين صورت فلفل جندبيدستر عاقرقرحا شحم حنظل فرفيون حلتيت جمله يك اوقيه كوفته در روغن سداب يك رطل انداخته در آفتاب گذارند و هر روز دو بار حركت دهند و بعد هفته صاف نموده تبديل ادويه مذكوره كنند و به مرات همچنين به عمل آرند و كمتر آن سه مرتبه اين تدبير كنند پس استعمال نمايند . روغن قوى براى رطوبى و ريحى هر دو بگيرند ابهل و شيح و آس و مرزنجوش و جوز السرو و عاقرقرحا